از بودن و نوشتن

با هم حرف بزنیم؟ (2)

salam

سلام به ربات عزیز.

«آنچه مردم از آن حرف می‌زنند، نه برایم جالب است و نه اهمیتی دارد. برایم از داستان‌های دوردست دنیا بگو، از آدم‌های گمشده در تاریخ، از موسیقی‌های غریبی که کمتر کسی آن‌ها را شنیده است، از آسمان‌ها، رویاها». 

بیاید فیلم و سریال معرفی کنین

حالا معرفی کنیم، از کجا دانلود کنیم و ببینیم تو این وضعیت ((:

امشب دلم گرفته است، دلم عجیب گرفته.

یه کتاب هست نخوندمش ولی عنوانش هست خنده غمگین ترت می کند. واقعا آدمی هرچی شادتر باشه رو یه سختی نابودتر میشه... یه کتاب دیگه هم هست که عنوانش هست بیا وانمود کنیم اتفاقی نیفتاده است. الان دارم گوشش می دم داخل طاقچه. حالا این دوتا را بچسبون به هم! آیا غمگین تر باشیم  یا وانمود کنیم اتفاقی نیفتاده؟

 

این ها رو ولش کن. سال دوم راهنمایی معلم گفته بود درباره یه احساس تون بنویسید. من خنده را انتخاب کردم. رفتم سراغ کتاب های گوشه کنار خونه و یه تقویم بود اون بین که جملاتی داخل هر برگ مینوشت. خلاصه یه جمله از افلاطون درباره خنده پیدا کردم به عنوان شروع انشا نوشتم. خنده بزرگ ترین سلاح در جنگ است. خلاصه انشا رو خوندیم و معلم هم کلی ور رفت با جمله و اینا تا جا بیفته که افلاطون بزرگ نظرش چی بوده ولی خب اخرش معلوم نشد چی به چی گفته افلاطون. 

 

حالا فکر کنم بفهمی چرا گفتم خنده غمگین ترت می کند... 

دوست من چرا اینقد لحنتون تنده آخه ((:

خنده غمگین‌ترمون می‌کنه؟ شاید چون اونایی که شادن و بیشتر می‌خندن کمتر غم رو تجربه کردن واسه همین به هر غمی که دچار می‌شن انگار یه بحران تو زندگی‌شون بوجود می‌آد یا همچین چیزی. اما در کل به نظرم شادی و غم کنار هم قشنگن.

جمله‌ای که از افلاطون نقل کردین هم جالبه خیلی. به نظرم خنده تو جنگ می‌تونه نشون‌دهنده‌ی قدرت و نترسیدن از دشمن باشه و شاید همین تبدیل به بزرگترین سلاحش می‌کنه.

لحنم تنده؟ :( خب چیزی نگم دیگه شاید دعوامون شد 

نه نه با لبخند گفتم. ناراحت نشین لطفاً. راحت باشین، من اهل دعوا نیستم =))

فکر کنم امروز فالوتون کردم. خب یکم معرفی کن ببینیم که هستی از کدام سو می آیی به کدام سو می روی (با لهجه کامران تفتی سوار یه اسب شبیه راهزن ها بخون و جواب بده) 

اینطوری تند گفتنم به مزاق تون میاد 

هاها . بدون سانسور که نیست . البته توی نماشا پیدا می‌شه اگر بگردین

+درهرصورت من برای خانواده میخوام پس باید سانسور باشه 🤣

من از «دنیای سریال» دانلود می‌کردم معمولاً، فقط به اون اعتماد داشتم.
+ آها =))

چقد رهگذر تو وبلاگمه.

خب یه سری از کامنت‌ها رو پاک کردم. فک کنم همه جا قطعه یه سری از بیرون اومدن تو بیان. تأیید نظرات رو هم از حالت خودکار خارج کردم، یه دوستی خیلی داشت با کامنتای بدش اذیتم می‌کرد.

سلام.

سلام به آرتمیس (:
خوب هستین؟

شب عجیبی ِ .. سنگین ... تلخ .. سیاه .. 

آره این شبا همین شکلی‌ان کلاً، می‌تونیم ذهنمون رو یکم آزاد کنیم ولی.

درود

عه سلام به امیر (:
حال شما خوبه؟

ممنونم و امیدوارم که حال شما هم روبه‌راه باشه مستر عینک :)

منم خوبم مرسی (:

بحث فیلم و دانلود شد بالاخره یک جا خرید اشتراک برای دانلود فیلم و اینا مفید بود واسم :)

کجا؟

آوا مووی

آها.

منم منبعم دنیای سریاله :))

(کلیک)

راستی سلام!

سلام (:
عه چه خوب، هم‌سلیقه (البته اگه بشه بش گفت) پیدا کردم :)))
مرسی ازتون. 

و اینکه نمیدونم جریان چیه ولی این رهگذرا منتظرن بریم تو لیست وبلاگ‌های بروز شده و با اسمای رندوم و بدون نشونی، بیان چرت و پرت بلغور کنن.

دوتا پست آخر من رو هم مستفیض کردن، متاسفانه.

من نظراتم همیشه رو حالت تأیید خودکار بودن، الآن یه کاری با من کردن که به این حالت تغییرشون دادم. فک کنم از خارج از بیان اومدن چون وبلاگ ندارن، نمی‌دونم اینجا رو از کجا پیدا کردن فقط.

خواهش می‌کنم(:

 

+یا شایدم یه مشت ترسوئن که جرئت آدرس و اطلاعات بیشتر گذاشتن رو ندارن؟ و هدفشون فقط و فقط گند زدن تو همون یذره اعصاب و روان باقی‌مونده‌ی ماست؟

نمیدونم، فقط میدونم من رو هم عصبی میکنن واقعا.

:))

+ بهترین کار اینه که بهشون بها ندیم، من نظراتشون رو همه رو انداختم هرزنامه و دیگه خودشون رفتن. اگه آدرس بلاگ دارن هم بلاکشون کنین دیگه نتونن بیان.

آره فکر کنم همین بهترین راهه👩🏻‍🦯

اوهوم.

سلام

متاسفانه توی وبلاگ‌های ماهایی که شاید عقاید متفاوت با شما داشته باشیم هم همینطوره، منظورم حضور رهگذرهاست...  میان و چیزهایی می‌نویسن برامون که از نظر ماها چرت و پرته :)

هممون درگیر این رهگذرهاییم...

سلام.
ببینین من اگه کسی مخالف عقایدم چیزی بنویسه مشکلی ندارم و اونو چرت‌وپرت نمی‌دونم و حرفای اون رو سرکوب نمی‌کنم. اتفاقاً توی وبلاگم دریچه‌ی گفتگو بازه به روی همه. اتفاقاً اون رهگذری که داشت منو اذیت می‌کرد عقایدش به من نزدیک‌تر بود تا شما، ولی چون داشت به یکی از سران حاکمیت «فحش» می‌داد کامنتاش رو پاک کردم و بعد هم کامنتا رو از حالت نمایش خودکار خارج کردم که چنین کلماتی توی وبلاگم دیده نشه.

خب مطمئنا چرت و پرت هم از نظر من مخالفت با عقایدم نبود من حدس زدم که حتما بی‌ادبی و بی‌احترامی در کار بوده

خواستم بگم برای ما هم همینطوره

آره می‌دونم، متوجه شدم. در کل درک می‌کنم شرایط رو و می‌دونم که برای همه‌مون این روزا همین شکلیه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
آن تغییری باش که می‌خواهی در جهان ببینی.
Designed By Erfan Powered by Bayan