از بودن و نوشتن

با هم حرف بزنیم؟

اینجا هوا ابریه و داره نم‌نم بارون می‌آد، هوا یه جوری خوبه که دلم می‌خواد یادم بره تو چه برهه‌ی زمانی و تو چه نقطه‌ای از جغرافیا دارم زندگی می‌کنم.

پریشب که امتحاناتمون رو دو هفته عقب انداختن و خیلی محترمانه از خوابگاه بیرونمون کردن، عصرش بلیط گرفتم و از تهران به خونه‌مون برگشتم. ساعت چهار صبح تو مرکز شهر از اتوبوس پیاده شدم و یه صحنه‌های آخرالزمانی‌ای دیدم که اصن یه وضعی. بعداً شنیدم چن ساعت قبل‌تر تو همون نقطه‌ای که من ایستاده‌ بودم محل اعتراضات و درگیری معترضا و مأمورا بوده. 

حالت خوش :)

حقیقتش حالم یه جوری خوشه که احساس می‌کنم یه جا دیگه دارم زندگی می‌کنم، کلاً الآن احساسم نسبت به اطرافم خیلی کمه، نمی‌دونم چرا :))) مرسی به هر حال.

گاهی به این فک می‌کنم که اوضاع سیاسی کشورمون همیشه همین شکلی بوده. تو طول تاریخ هر سالی که بریم سیاست بر کشور حاکم بوده و همه‌ی مردم خواه‌وناخواه در مورد سیاست حرف می‌زدن.

توی بی‌خیال‌ترین حالت ممکنم و اصن انگار تو این نقطه از زمان و مکان چیزی برام مهم نیس.

حتی نسبت به قطع‌بودن اینترنت هم اعتراضی ندارم و اصن اگه به منه دیگه وصلش نکنن، من ترجیح می‌دم مثل قدیما بدون نت و این چیزا زندگی کنم.

دوستان نظر قبلی‌مو پس می‌گیرم، پشیمون شدم. چه وضعشه نت رو قطع کردن خدایی!؟ اَه.

سرعت تغییر نظراتم رو نسبت به دنیای پیرامون متوجه شدین یا بیشتر توضیح بدم؟ ((:

آقای بیان امروز شنبه بیستم دی عه، سال تموم شد، تو تقویم رو نتونستی اصلاح کنی هنوز؟ می‌خوای بگم بیان علیه تو هم شعار بدن!؟ ((: 

مثلاً می‌شه علیه بیان شعار «جاوید بلاگفا» داد :)))

سلام :)

سلام سلام. خوب هستین؟ 

سلام

اتفاقی وبلاگت رو دیدم

کامنت‌هات رو خوندم و ظاهرا که حالت خوبه :)

 

منم خوب و مضطربم، دارم به خودم تلقین می‌کنم که امید داشته باشم، اما نه، واقعا امیدوار نیستم.

امتحان‌های ما برقرارن و از ۲۸ام شروع می‌شن، اما گفتن احتمالش هست خوابگاه رو ببندن!

امیدوارم نبندن، من اینجا کلی کار و زندگی دارم 🫠

دارم سعی می‌کنم به طراحی کردن و درس خوندنم ادامه بدم...

سلام.
خوش اومدین به وبلاگم پس.
آره خوبه حالم، امیدوارم خوب باشید شما هم.
اکثر دانشگاه‌های کشور امتحاناشون رو عقب انداختن، عجیبه مال شما برقراره، اونم تو این وضعیت که نت قطعه و اصن یه وضع بدی. امیدوارم خوب بگذرن امتحاناتتون. 
آره امید این روزا تنها راهه، تنها روزنه‌ی ممکن برای ادامه‌دادن.

سلام سلام

اوه اوه چه تایمی رسیدید خونه !

 

سلام (:
فک کنم همه‌ی این مسائلی که تو کشور به وجود اومده توطئه‌ی بیان بوده تا نتا رو بزنن قطع کنن و ما رو به بیان برگردونن، وگرنه عجیبه ایتا و بله و سروش بالا نمی‌آن ولی بیان باز می‌شه. همه چی زیر سر خودشونه :)))

همه چیز زیر سر مسولین بیانه 🤣🤣

آره می‌گم =)))

سلام.

تنها راه ارتباطم با فضای بیرون همین دریچه وبلاک بود. به امید روزهای گذشته آمدم ولی کسی از دوستان سابق، هیچ چیزی ننوشته بود‌. و من بسیار دلتنگشان‌ هستم. فکر کردم با قطعی تلگرام دوباره برگردن به وبلاگ.

ولی تا این لحظه کسی برنگشته.

 

 

از لابلای وبلاگ های بروز شده شما رو یافتم‌. 

گقتم بی‌ادبی نباشه ، بذار یه سلامی بدم به صابخونه. :)

سلام به شما.
شاید خیلیا هنوز نمی‌دونن که بیان باز می‌شه وگرنه آدمای بیشتری به بیان برمی‌گشتن.

چه خوبه که دارم آدم‌های جدید تو وبلاگم می‌بینم، خوشحال شدم پیامتون رو دیدم دوست عزیز رهگذر مهربون :))

آره احتمالش زیاده‌.

 

خواهش می‌کنم دوست عزیز. وبلاگتون رو هم دنبال کردم که از رهگذری بودن دربیام. :))

 

 

اوهوم.
عه به وبلاگم خوش اومدین پس :)) راستش اون رهگذر رو نوشتم یه لحظه ترسیدم ناراحت شین، چون با لبخند نوشته بودمش، ولی نمی‌دونستم از نظر مخاطب چطور خونده می‌شه.

راستش نه

تپش قلب دارم 

مهیار و پدرش بیرون کار داشتن 

رفتن همون سمتی که شلوغی هست

خدا خدا می‌کنم قبل از بهم ریختن اوضاع برگردن

خدا خدا می‌کنم کسایی که اعتراض دارن به اقتصاد (یه اعتراض کاملا عقلانی و بر حق) راهشون رو از ارازل اوباش جدا کنن 

خدا خدا. میکنم بجای جنگ داخلی دست به دست هم بدیم برای آباد کردن کشور

 

نگران نباشین، ایشالا سالم و سلامت برمی‌گردن.

متأسفانه حاکمیت نشون داده طرحی برای آبادانی کشور نداره و صرفاً برای بقای خودش می‌جنگه انگار. وقتی کسی رو سال‌ها سرکوب کنی، دیگه حرف‌شنوی ازت نداره و برای نابودی تو به هر چیزی رو می‌آره. اعتراض عقلانی و بر حق؟ به کسایی که با بالا تا پایین حاکمیت مخالفن و از همه‌شون متنفرن، نمی‌شه گفت بیا اینجا بشین، این شکلات رو بگیر، اعتراضت رو بهمون بگو و بعد هم برو پی کارت.

حکومت ما جمهوری اسلامیه 

 مسلمانان جمهور باید اراده کنن برای ایجاد تغییر 

و تغییر تلاشی بسیار فراتر از تلاش برای روزمره میخواد 

هعی...

 

این پست خیلی خوب بود: https://homoro.blog.ir/post/1505

این حرف‌ها رو باید به طرفدارانی از نطام بگید که نسبت به عملکرد حاکمیت انتقاد دارن، نه به کسایی که با حاکمیت مخالفن و ابعاد مخالفتشون خیلی عمیق‌تر از این حرفاس.

نه بابا چرا ناراحت بشم.

اونقدر چیزهای زیادی برا ناراحتی وجور داره، که دیگه به این چیزا فرصت نمیشه، آدم ناراحت بشه.

 

 

راحت باشین. :)

خب اینجوری که گفتین ینی ناراحت شدین از من. من معذرت می‌خوام ازتون، باید مراقب کلماتم می‌بودم و حواسم می‌بود که با کسی که اولین باره حرف می‌زنم و منو نمی‌شناسه چه کلماتی رو کجا استفاده می‌کنم.
شنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ , ۱۶:۵۹ چوی زینب دمدمی

سلام:)

منم همین‌طور آقای عینک،منم همین‌طور..

سلااام :))
خوبین شما؟

باز رفقا رفتن تو این فاز که این ج.ا واقعی نیست 🤣

این ج.ا رو نمیخوایم، اونی که میگید این اون نیست رو هم نمیخوایم

متأسفانه هیچوقت گفتگویی بین طرفداران و مخالفان نظام شکل نگرفته، واسه همین همو خیلی نمی‌فهمن و زاویه‌ی دیدشون با هم کلی متفاوته.

باور کنین ناراحت نشدم😊

خب خوبه ((:
راستش من سندروم ناراحت‌شدن بقیه ازم رو دارم.

هوا جوری خوبه که دلم می‌خواد با ماشین تو شهر دور بزنم، به بام شهر برم و از اونجا به شهر قشنگمون نگاه کنم. بوی بارون می‌آد، نم‌نم بارون خیلی دل‌خواستنیه برام.

سه ماه تهران بودم یه بارون درست نبارید، بارونای شهرمون چقد خوبه قدرشو نمی‌دونستم. 

تو این هاگیر واگیر بی‌خیال دو عالم نشستم درس می‌خونم. چه تمرکزی هم دارم خدایی، تو عمرم اینقد روی درس تمرکز نداشتم =))

هر وقت اسموتو می‌بینم یاد کلاس یازدهمم میفتم . چه دوران عجیب غریبی بود کرونا

اسم من رو؟ چطور مگه، چه شباهتی داره؟

بحث شباهت نیست .

تایم کرونا بود که شما اومدین

اون موقع من نمی‌دونستم "عینک" خانمه یا آقا 😂

 

آها از اون لحاظ =))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
آن تغییری باش که می‌خواهی در جهان ببینی.
Designed By Erfan Powered by Bayan